یه هفته کلاس و رفت و آمد و بیخوابی تموم شد ،به اون بدی و استرسی که داشتم نبود ولی اصلا راحت نبود .
۴ تا هفته دیگه بازم هست که باید سعی کنم به راحتی برام بگذره
امسال هم داشتم مثل پارسال روضه مامان رو که سه روزه از دست میدادم چون ساعت ۳ بعدازظهر شروع میشد و من ۸ میرسیدم خونه که اون دیگه تموم شده بود ولی خداروشکر چون پنجشنبه فقط امتحان داشتیم زود برگشتم و از سر راه رسیدم خونه مامان.
دوباره دارم از "ifilm" ، "درپناه تورو" میبینم که کوله باری از خاطره با خودش داره ، درسته من و همسر به دیدن سریال تپراک و چنار از جم عادت کردیم ولی باز من پیروز میشم و آی فیلم تماشا میکنیم. اون زمانا من کلاس پنجم بدم ولی انگار همین دیروز بود چقدر از پارسا خوشم میومد و چقدر نقشش کوتاه بود، چقدر ریتم آهنگشو دوست داشتیم ، حرف زدن مریم ، تم داستان ، وچقدر این سالها زود گذشت ............
اخی کوچولو
تو پنچم بودی من اول دبیرستان
هیچوقت هم ندیدمش. نه اون موقع نه الان
اون موقع از بس که زود میخوابیدم
سمییییییییر چی میگی من که از همتون کوچولو تر بودم قد فندق :)))))))
نه خسته بالام جان
واقعا اون موقعه ها سریال ها صفا داشت الان چی
من اصلا با عمر گل لاله ارتباط برقرار نمیکنم
از وقتی خرم نمیده اصلا جم رو نمیگیرم خبر نداری کی دوباره شروع میشه :(
منم خیلى دوستش داشتم
آخخخخخخخخخخخخخخ
یادش بخیر
چه حس های بهم منتقل میکرد
منم دوشتش داشتم
هممون با هم می نشسایم مییدیمش
آخ کجای جونی
راستی خسته نباشی عزیز
هی یادش بخیر چه زود گذشت