دیشب در حین پختن کیک یک تخم مرغی بودم که پدرشوهرمهربون زنگ زد و خبر از دعوت کردن جمیع خانواده توسط عمه همسری واسه شام شب یلدا رو داد ،که باورم نمیشد آخه از 5،4تا عمه و عموی همسری تا الان کسی ما رو واسه شام و ناهار دعوت نکرده تو این 5سال زندگی مشترک!
خلاصه در پوست خود نمیگنجیم فقط یه مسئله میمونه ، اونم اینه که این عمه خانوم تازه صاحب یه نوه شدن و ما باید بهش کادو بدیم و تو این قسمتش موندیم که چی بدیم
!!!!!!!!!!!!!!
**ناگفته نماند کیک مذکور خیلی خوشمزه شد البته من بهش گردو هم اضافه کردم.
تو راه برگشت از تهران از جاده ساوه اومدیم و انار خریدیم چه انارایی وای خیلی گنده و قرمز هستن ، یکیشون رو خوردیم بقیشم مونده واسه شب یلدا
دوست داشتم خونه مامان جمعه شیم که خانم گفتن ما قراره بریم خونه مادربزرگ ، احتمال 90درصد خونه خودمون هستیم و یلدا رو میگذرونیم
ولی 100درصد به خواهری اینا میگیم بیان پیشمون ، خدا کنه بیان....
دوست دارم یه کیک یا شیرینی جدید بپزم واسه اون شب