دو هفته دوری از همسر و خونه و شهرت ، دو هفته بی اینترنتی و درس و کلاس و برنامه فشرده باعث میشه همش فکر کنی که وقتی رسیدی خونه چی کار میکنی وقتی رسیدی و چی میگی و تو وبلاگت چی مینویسی و کدوم وبلاکو اول باز میکنی و ......و ........
دوهفته کلاس خوب بود و من تاپ استیودنت شدم و با خوشحالی زنگ زدمو به همسری گفتم .
با دخترخاله و پسرخاله و خانومش خرید رفتیم و حسابی خرید کدم که عکساشو در اولین فرصت میذارم.
دوری از همسری بدترین قسمت ماجرا بود که برام از همه چی سخت تر بود . گذشت و من دیروئز صب رسیدم خونه . تو ایستگاه راه آهن همسری اومد دنبالم ، منن هفت صبح رسیدم و همسری از 6 منتظرم بود . رسیدم خونه سورپرایز شدم آخه خونه رو برام تزیین کرده و یه دسته گل خوشکل بام خریده بود.
همسری جونم دوست دارم
ممنونم . هزار بار ممنونم که اینقدر بهم توجه داری
راستی 19 دی ماه وبلاگم دو ساله شد ولی من نبودم که براش تولدت بگیرم :(
رسیدن به خیر
خدا رو شکر که تموم شد...
رسیدن بخیر سارا جون . شاگرد اولی مبارک ... دست همسریتم درد نکنه با سوپرایز عالیش . خوش اومدی به خونه ات و وبلاگت
سلام
رسیدن به خیر عزیزم
دست همسر مهربونت هم درد نکنه با این استقبال و دسته گل و .....
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام سارا جونم خوبی عزیزم؟ بابا کجارفتی تو ؟این دوهفته واسه من که ۲ سال گذشت هر چند روز میومدم به امید اینکه خبری ازت باشه...خداروشکر که به آغوش گرم خانواده و وبلاگ برگشتی عزیزم....پست جدید گذاشتم چندتا بیا پیشم .....عکساروهم حتما؛ زودی بزار ... باید این نبودنت رو جبران کنی و بیشتر بیای ...
ساراجون برگشت!!!
خوشحالم!
معلومه که تو هم خوشحالی!
سلام منتظرت بودم خانمی دوسالگی وبلاگت مبارک باشه
عزیزم رسیدن به خیر
تو واقعا باعث افتخاری سارا جون...
حسابی همسری سوپرایزت کرده ها... قدرش رو بدون