X
تبلیغات
رایتل

روزنگار تقویم زندگی ما

لحظه های ثبت شدنی.....

497

 داستان از این قرار بود که پدر همسری بعد از فوت مادرشوهری که شهریور میشه یکسال ، خسته و کلافه بود و همسری با اینکه تو تعطیلات عید فطر قبول نکرد ما رو تا همدان 6 ساعته بره و میگفت ماشین خرابه و عوض نکرد  ولی برای بردن باباش خونه برادرش تو کرج  ، جسته و گریخته احساس کردم که به فکر تعویض ماشینه ،  اینکه پول از کجاش رو فکر کنم از پولایی که پدر همسری پیش ما داره ، اوونم والا مطمئن نیستم، آخه هر لحظه ممکنه بگه پولامو بدید . خلاصه با برادری یه روز قرار گذاشتن و یه روزه  یه 206 خرید و 132 خودمون رو فروخت . در واقع پنجشنبه ی گذشته بود (16مرداد) بماند که بامن هیچ مشورتی نکرد و من کلی دمغ بودمو این حرفا ولی گذشت و فرداش تسمه اش برید و رادیاتوش سوراخ شد و 300 رو دستمون گذاشت و دوباره اسپیلتمون خراب شد و کلن اجازه نداد شادی کنیم برا خرید ماشین !

ماشین قبلی رو شوهر خواهری معرفی کرد و همسری بدون تحقیق خرید که فکر میکردیم زیرقیمت خریدید ، ولی چنان کلاهی سرمون رفت که تکرار نشدنیه و با کلی ضرر فروختیمش بماند خرجای بسیار زیادی که تو این 6 ماه از سمتش متحمل شدیم ولی تنها خوبی این بود که من باش رانندگی یاد گرفتم

راستی نگفتم تو یکی از افطاریهای دوستانه که بودیم زنعموی همسری زنگ زد و گفت همسری تو قرعه کشی وام 1تومنی برنده شده ! منم بردمش و یه زنجیر و آویز گرفتم !!!!! ها ها 

طلا خریدنمو باید بیشتر کنم چون پس اندازه و هیچ وقت این پولی که من طلا میخرم باقی نمیمونه و همسری به بادش میده

راستی یه طرح خوب بانکی رو یکی از دوستان بهم معرفی کرد که منم دوست داشتم اینجا بگم

گنجینه سپهر صادرات   اگه کلیلک کنید میتونید باش آشنا بشید 

من 500 اولیه ، ماهیانه 70 برای 15 سال ثبت نام کردم که همسر حسود هم منو دید سریع اونم اومد حساب افتتاح کرد .

بدک نیست ، بهتر از هیچیه 

این هفته آزمون ایران ایر دارم تهران 28 مرداد . چشمم آب نمیخوره قبول شم !!!!!

من پوکیدم انقدر آزمون و امتحان بدم ، اگه به مدرک بود باید حالا ارشدمو میگرفتم ، والا!!!!!!!

[ جمعه 24 مرداد‌ماه سال 1393 ] [ 03:17 ب.ظ ] [ sara ]

[ 3 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه