X
تبلیغات
رایتل

روزنگار تقویم زندگی ما

لحظه های ثبت شدنی.....

493

بدون رمز امشب افطار خونه همسایه دعوتیم بالاخره نوبت سومین نفر رسید ، برعکس ما و قبلی که بیرون دعوت کردیم ، اصرار داره خونه برگزار کنه، مطمئناً یه چیزایی جدید برا خونش خریده که مثلن میخواد چشم ما رو کور کنه خواهر

بیخیال 

امروز سر یه مسئله کاری من و همری از هم دلخور شدیم ، این دلخوریا بدجور انرژی منو میگیرن . الان کلن ناراحتم ، دوش گرفتم بدون حتی یه ضدآفتاب اومدم سرکار ، شبیه جنازه ، ذقیقاً

دلم میخواد خونه دار بودم ، دلم میخواد نیاز نبود برم سرکار ، از لحاظ همسری نیا نیست ، ولی من میدونم که بدون من چوب حراج به دفتر میزنه آقا

کلن اگه من نباشم همش خرج رحم و مروتش و بی دقتی های کارمندا محترم میشه 

حالم به کل گرفتست

[ دوشنبه 30 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 07:01 ب.ظ ] [ sara ]

[ 1 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه