X
تبلیغات
رایتل

روزنگار تقویم زندگی ما

لحظه های ثبت شدنی.....

460 مهمونی ، لیزیک چشم

بالاخره خانواده ی همسری اینا برای پنجشنبه شب دعوت شدن خونمون ، همه اومدن بجز عمه بزرگه که دوطبقه پله ی خونه ی ما براش زیاد بود ، از صبح من سرپا بودم ، سالاد درست کن اونم اطواری ، سبزی بشور، هویج پوست بگیر ، برنج خیس کن ، جو برای سوپ بپز ، جارو کن ، گردگیری کن ، ...... 17نفرمهمون منو از پا درآورد،  آخه دست تنها بودم، همسری میگفت از بیرون غذا بگیریم که من مخالفت کردم ، آخه واسه اولین بار بود کلن بعد از 5سال ازدواجمون میومدن خونمون، خداروشکر خوب برگزار شد همه خوشحال بودن ، بشون خوش گذشته بود ، کلی کلی غذا اضافه اومد ، میگفتن برا 30 نفر غذا درست کردی؟  

ولی دیگه فریزرمون الان راه نفس کشیدن نداره ُ تا یه مدت ما شام  ناهار ، فریزر پارتی داریم!

خلاصه که خدا رو شکر گذشت 

عمه ها و عموی همسری سر جمع 350بمون کادو دادن با یه شکلات خوری 

دیروز رفتم دکتر چشم برا لایزیک ، بزودی یه سارای بدون عینک خواهید داشت ، شماره چشمام هر کدوم دوربینی دو و نیم و همچنین آستیگماتش یک! 

کسی تجربه داره؟ تا چه مدت نمیشه مطالعه کرد؟

[ یکشنبه 22 دی‌ماه سال 1392 ] [ 05:59 ب.ظ ] [ sara ]

[ 4 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه