X
تبلیغات
رایتل

روزنگار تقویم زندگی ما

لحظه های ثبت شدنی.....

455 بازم تعطیلی

جمعه با مامان اینا سر ظهر بود که رفتیم پیکنیک ، هوا عالی بود ، آسمون به شدت قشنگ بود ، ناهار مامان جوجه آورده ود ، روز خوبی بود   

ولی امروز خونه بودیم ، هوا بارونی و ابری بود، دیشب یه سر خونه مامان رفتیم و شام اونجا خوردیم ، داداش دیشب پیشمون بود تا ناهار ، بعدشم رفت ، الانم شام نخوردیم ، tv  هم هیچی نداشت ، یکم با هم ورزش کردیم ادا درآوردیم و روزمون گذشت، الانم دارم به تنهایی فرند میبینم فصل 3 قسمت 16( جدایی راس و ریچل) 

اشکم در اومد  : 

  

* هنوز نگران نتیجه امتحانم هستم

[ چهارشنبه 11 دی‌ماه سال 1392 ] [ 12:34 ق.ظ ] [ sara ]

[ 2 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه