X
تبلیغات
رایتل

روزنگار تقویم زندگی ما

لحظه های ثبت شدنی.....

431


هنوزم گرمه گرمه ولی احساس میکنم تیرماه گرمتر بود

 این روزا نبودم نمیشد که بیام ،نمیتونستم

کارای دفتر زیاده تو این فصل ،یکی از سیستمهامون از دوشنبه قط شده معلوم نیست کی وصل بشه،تازه مامان همسری بعد از یه روز که مرخص شد دوباره اوضاعش بهم ریخت و بستری شد

این روزا برای گواهی عدم سوپیشینه رفتم دادگستری و فبلی که برای 6ماه قبل بود رو تمدیدکرد دوستن برام. روزای اخر ماه رمصون هم رفتم واسه عدم اعتیاد که فقط دو قطره بود و مسیولش بزور قبول کرد ازم ، :) تازه کلی هم تو خیابون جلوی ملت رانی خوردم ، و منی که ادعای همیشه مثانه ام پره رو داشتم جلوی همسر ضایع شدم رفت...

تو این هاگیر و واگیر ماشین روغن ریزی داره و نمیدونیم اینو کجای دلمون بذاریم!

هنسری انقدر  پیچیده تو کارها که من با عز و التماس زنگ زدم ریس بانک که از حسابمون یکی واریزی هامون رو انجام بده اخه هیچکی نبود بره بانک منم که گیر دفتر بودم و باید پیش کارمندا میموندم .بنده خدا اونم همکاری کرد واریز کرد

همین دیگه دعا کنید مامان همسری خوب بشه و زندگیمون به روال عادی برگرده

[ شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1392 ] [ 01:01 ق.ظ ] [ sara ]

[ 11 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه